تبليغاتX
ܓܨミミஜاز همه جا از همه رنگミミஜܓܨ
دروغ مثل سگ

فرق ادم ها با سگا اینه که ادمها این قابلیت رو دارن مثل سگ دروغ بگن ولی سگا از این کارا بلد نیستن

2 نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 23:44  توسط سعيد خدايي  | 

بيچاره دخترا

بیچاره دخترا اگه خوشگل باشن می گن عجب جیگریه! اگه زشت باشن می گن کی اینو می گیره! اگه تپل باشن می گن چه گوشتیه! اگه لاغر باشن می گن چه مردنیه! اگه مودبانه حرف بزنن می گن چه لفظ قلم حرف می زنه! اگه رک و راست باشن می گن چه بی حیاست! اگه یه خورده فکر کنن می گن چقدر ناز می کنه! اگه سری جواب بدن می گن منتظر بود! اگه تند راه برن می گن داره می ره سر قرار! اگه اروم راه برن می گن اومده بیرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتی حرف بزنن می گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه می گن یکی رو زیر سر داره! اگه حرف شوهرو پیش بکشه می گن سر و گوشش می جنبه ! اگه به خودش برسه می گن دلش شوهر می خواد می خواد جلب توجه کنه ! اگه............چکار کنه بمیره خوبه؟

2 نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 14:27  توسط سعيد خدايي  | 

زن ذليل نامه

زن ذليل نامه:الهي به مردان در خانه ات . به ان زن ذليلانه فرزانه ات . به انان که در بچه داري تکند.يلان عوض کردن پوشکند.به انانکه رفو مي کنند. ز بعد از رفويش اتو مي کنند. به ان قرمه سبزي پزانه قدر. به ان مادرانه به ظاهر پدر.الهي به اه دل زن ذليل. به ان اشک چشمان ممد سيبيل.که مارا بر اين عهد کن استوار.از اين زن ذليلي مکن برکنار

2 نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 14:20  توسط سعيد خدايي  | 

چشم چراني مران

اگر زني رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند ، و کلاه عجيب و غريبي سرش بگذارد ، شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خيابان مي برد . ولي اگر کلاه کوچکي بر سرش بگذارد و کت و دامن خياط دوز تن کند شوهرش با کمال ميل او را بيرون مي برد و تمام مدت به زني که لباس رنگ شاد پوشيده و کلاه عجيب و غريب سرش گذاشته و رژ لب زده است خيره مي شود !!! 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 21:2  توسط سعيد خدايي  | 

خدا پدر كفن دزد اول را بيامرزد

آورده اند که کفن دزدی در بستر مرگ افتاده بود،پسر خویش را فراخواند، پسر به نزد پدر رفت گفت: ای پدر امرت چیست؟ پدر گفت: پسرم من تمام عمر به کفن دزدی مشغول بودم و همواره نفرین خلقی بدنبالم بود اکنون که در بستر مرگم و فرشتهء مرگ را نزدیک حس می کنم بار این نفرین بیش از پیش بردوشم سنگینی می کند. از تو میخواهم بعد از مرگم چنان کنی که خلایق مرا دعا کنند و از خدای یکتا مغفرت مرا خواهند. 

پسر گفت ای پدر چنان کنم که می خواهی و از این پس مرد و زن را به دعایت مشغول سازم. 

پدر همان دم جان به جان آفرین تسلیم کرد. 

از فردا پسر شغل پدر پیشه کرد با این تفاوت که کفن از مردگان خلایق می دزدید و چوبی به ماتحت آن مردگان فرو می نمود و از آن پس خلایق می گفتند خدا کفن دزد اول را بیامرزد که فقط می دزدید و چنین بر مردگان ما روا نمی داشت !

2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 21:59  توسط سعيد خدايي  | 

داستان مسابقه قايقراني ايران و ژاپن

اين اسلايد مربوط به داستان مسابقه ي تيم قايقراني ايران و ژاپنه كه ايراني ها بعد از بازنده شدن در اولين مسابقه شروع ميكنن به تحقيق و بررسي تا علت هاي باخت رو پيدا كنن ....

 

اسلايد رو از لينك زير دانلود كنيد:

http://saeidkhodaei.persiangig.com/Mosabeghe.pps

2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 21:32  توسط سعيد خدايي  | 

يه طنز تلخ سياسي

یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟


پدرش فکری می کنه و می گه: بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.

پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادرکوچکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی گه خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرورفته و هرکاری می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره توی اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده و داره ترتیب اون رو می ده. می ره و سرجاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.

فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت مستضعف و پابرهنه رو می ده، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه. 

2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 21:31  توسط سعيد خدايي  | 

قانون عشق

يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميكنه ... چون يك چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يكي ديگه ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود ... 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 16:4  توسط سعيد خدايي  |